نقش فرهنگ انتظار در اصلاح جامعه

نقش فرهنگ انتظار در اصلاح جامعه
✒انتظار در مکتب تشیع، یک حالت انسانی است که انسان به خاطر وجود آن، ضمن پیراستن وجود خویش از بدی ها و آراستن آن به خوبی ها، در ارتباط مستمر با امام و حجت زمان خویش، همه همت خود را صرف زمینه سازی ظهور مصلح آخرالزمان می‌کند و در جهت تحقق وعده الهی نسبت به برپایی دولت کریمه اهل بیت علیهم السلام با تمام وجود تلاش می‌کند.
طبق این تعریف، انتظار فرج، عاملی مهم در جهت خودسازی فردی، اصلاح جامعه و کاهش جرائم و مفاسد خواهد بود.
بی تردید، انتظار ظهور امام زمان عَجَّلَ اللّٰهُ تَعٰالیٰ فَرَجَهُ الشَّریٖف در تمام ابعاد شخصیت انسان، اعم از فردی و اجتماعی مؤثر است و همه مناسبات وی را فرا می‌گیرد و بالاترین کوشش و جهاد او در راه خداست.

پیامبر اکرم صلی اللّٰهُ علیه و آله و سلم فرمودند:
«با فضیلت ترین جهاد امت من انتظار فرج است.»

پیشوایان معصوم علیهم السلام اجر بسیاری برای منتظران بیان کرده اند؛ چنان که امام جعفر صادق صلوات اللّه علیه فرمودند:

«کسی که دوست دارد از اصحاب و یاران حضرت قائم عَجَّلَ اللّٰهُ تَعٰالیٰ فَرَجَهُ الشَّریٖف باشد، باید منتظر ظهور باشد و خود را به پاکدامنی و نیک خلقی بیاراید.»

در هر صورت، «انتظار»؛ یعنی آماده باش کامل، خودسازی، تصفیه روح و جان، و اصلاح دیگران.
انتظار روزنه امیدی است که در حساس ترین و بحرانی ترین لحظات زندگی انسان- که از همه جا مأیوس می‌شود- تنها عامل نجات و امیدبخش اوست.
⬅آرزوها و آمال انسان ها معیار خوبی برای سنجش میزان رشد، کمال و تعالی آن‌هاست؛ تا آنجا که گفته شده: «بگو چه آرزویی داری تا بگویم کیستی.»
⏫آرزوهای متعالی و ارزشمند از کمال روح و رشد شخصیت انسان ها و بلندای همت آن ها حکایت می‌کند و به عکس، ⏬آرزوهای پست، حقیر و بی ارزش، نشان از بی همتی و رشد نیافتگی افراد دارد.
بنابراین، انسانِ منتظرِ فرج آل محمد علیهم السلام، که برترین و ارزشمندترین آمال و آرزوهای ممکن را داراست، به طور طبیعی از بهترین و والاترین ارزش ها نیز برخوردار است. ☝انسانی که آرزوی نهایی او حاکمیت دین خدا و معارف اهل بیت علیهم السلام بر سرتاسر گیتی است، هیچ گاه به سوی مفاسد و گناهان نخواهد رفت…

منابع:
کتاب برترین های فرهنگ مهدویت
بحار الانوار
غیبت نعمانی
نهج البلاغه

نذر فرج ۳ صلوات

دو غیبت برای صاحب الامر عَجَّلَ اللّٰهُ تَعٰالیٰ فَرَجَهُ الشَّریٖف

اللّٰهُمَّ عَجِّلْ لِوَلیِّکَ الْفَرَج
“…دو غیبت برای صاحب الامر عَجَّلَ اللّٰهُ تَعٰالیٰ فَرَجَهُ الشَّریٖف …”
حضرت امام حسین صلوات اللّه علیه:

«برای صاحب این امر دو غیبت است که یکی از آن ها به درازا می‌کشد.
گروهی می‌گویند: مرده،
برخی می‌گویند: کشته شده،
و بعضی می‌گویند: رفته است؛
احدی از دوستان از اقامتگاه او آگاه نمی‌شود؛
جز خدمتگزاری که متصدی امور او است …»
➖➖➖➖➖
الغیبة نعمانی؛صفحه۱۷۱
➖➖➖➖➖
نذر فرج ۳ صلوات
www.Yamahdiaj.com

خدعه در روز غدير

خدعه در روز غدير
حضرت موسي ابن جعفر عليه السلام در معني آن (آيه ۸ سوره بقره-و من الناس)فرموده اند:روز غدير پيغمبر اکرم صلي الله عليه واله به امر خداوند اميرالمومنين عليه السلام را به خلافت نصب نموده به عمر لعين گفتند با علي عليه السلام بيعت کن.ابوبکر لعين و عمر ملعون و هفت نفر ديگر از منافقين لعنةالله عليهم و رؤساي مهاجر و انصار با آن حضرت بيعت کردند.عمر لعين گفت:يا علي عليه السلام خلافت و ولايت بر تو مبارک باد،صبح کردم در حالي که مي بينم مولاي من و مولاي تمام مومنين مي باشي،و پيغمبر اکرم صلي الله عليه واله اين بيعت و عهد را بر آنان محکم گردانيد،سپس آنها مخفيانه با رفقاي خود بنا گذاشتند که بعد از پيغمبر صلي الله و عليه و اله نگذارند اميرالمومنين عليه السلام بر منصب خلافت باقي بماند و حق او را غصب کنند. ولي همين که به حضور پيغمبر صلي الله و عليه واله ميرسيدند مي گفتند:اي رسول خدا صلي الله و عليه و اله محبوب ترين و نزديکترين اشخاص نزد خدا را بر ما ولايت و خلافت بخشيدي علي عليه السلام براي دفع ستمکاران از لحاظ سياست و دين از ما کافي تر بوده و مردي شايسته مقام خلافت مي باشد.و خداوند مي دانست که آنها آنچه در دل دارند غير از آن است که بر زبان مي آورند و (حزب ابوبکر و عمر لعنت الله عليهم) بر دشمني خود با علي باقي هستند پس پيغمبرش را خبر داد از عقايد باطني آنها و فرمود اي محمد صلي الله عليه واله بعضي از مردم مي گويند ما به امر خدا درباره نصب اميرالمومنين عليه السلام به خلافت ايمان داريم،اما آنها دروغ مي گويند و ايمان ندارند و بر هلاکت شما و هلاکت علي باهم متحد شده اند و اشخاص متمردي هستند و طغيان و فساد زيادي خواهند نمود.حضرت موسي ابن جعفر عليه السلام فرمودند: پس از آنکه خداوند از نفاق و توطئه منافقين پيغمبر صلي الله و عليه و اله را خبر داد آنها حضور پيامبر صلي الله و عليه و اله شرفياب شده و قسم دروغ خوردند و پيغمبر صلي الله و عليه و اله آنها را سرزنش و ملامت نمود.ابابکر لعين گفت:اي رسول خدا به خدا قسم هيچ چيز در نظرم بخش تر و خوب تر از بيعت نمودن با علي عليه السلام نبوده و اميدوارم بر اثر اين بيعت خداوند درهاي بهشت را به رويم باز کند و مرا از ساکنين بهشت گرداند.عمر لعين گفت: فدايت شوم اي رسول خدا من عملي که شايسته بهشت رفتن باشد ندارم جز همين بيعت باعلي به خدا قسم هرگز خيال نکرده و خوش ندارم که نقض بيعت نمايم و اگر جواهراتي به اندازه ما بين زمين و آسمان به من بدهند که اين بيعت را بشکنم قبول نخواهم کرد.عثمان لعين گفت: اي رسول خدا من از اين بيعت به حدي مسرور و دلشادم که تصور آن نشود و يقين دارم که اگر گناه انس و جن را نموده باشم خداوند به سبب اين بيعت تمام گناهان مرا آمرزيده است،و رفقاي ديگر آنها هم مانند اين سخنان گفتند و قسم خوردند و خداوند اين آيه را نازل فرمود: يخادعون الله و الذين آمنوا تا آخر آيه.
(انساب النواصب ص ۳۹ و ۴۱)

تبريک گفتن عمر لعين به حضرت اميرالمومنين عليه السلام بخاطر پيشوا شدن حضرت امير در غدير

تبريک گفتن عمر لعين به حضرت اميرالمومنين عليه السلام بخاطر پيشوا شدن حضرت امير در غدير
خوارزمي که يکي از علماي سنيان لعين است در يکي از کتاب هاي خود ذکر کرده : در روز غدير خم که حضرت سيد المرسلين صلي الله و عليه و اله به امر و فرمان رب العالمين حضرت اميرالمومنين عليه السلام را خليفه و جانشين خود قرار داد در آن روز فرمودند:اي گروه مسلمين بپرهيزيد از خدا و بيعت کنيدبه علي عليه السلام که او اميرمومنان است و کسي که اول به اين اسم به مولاي مومنان سلام کرد و بيعت نمود عمر لعين بود که گفت : بخ بخ لک يا علي صرت مولانا و مولي کل مومن و مومنة : يعني : خوشا حال تو يا علي گرديدي پيشواي من و هر مومن و مومنه اي ، تا اينجا کلام خوارزمي است.
(بحار ج ۷ ص ۱۲۷ و ۱۶۶ / انساب النواصب ص ۱۳۸)

سخن غزالي لعنت الله عليه درباره روز غدير

سخن غزالي لعنت الله عليه درباره روز غدير

محمد غزالي لعنةالله عليه که از علماي سنيان عمري است ، دعواي اجماع بر صحت حکايت روز غدير کرده و بعد از حکايت روز غدير و عبارت عمر لعين که گفت بخ بخ مي گويد : روز اول قبول حکم الهي نمودند و رضا دادند و تسليم نمودند و بعد از آن هواي نفس و محبت جاه و رياست که ايشان را به خلافت نام برند و محبت آنکه علمها و نشانه هاي خلافت در پس و پيش مي رفته باشند و اسبان و استران سواري دست و پاي از هم گذرانيده به صورت شبکه به نظرشان در آيد و مردم بر در خانه ايشان جمع شوند چنانکه روش حکام دنياست ، عهد و ميثاق روز غدير را فراموش کردند ، در پس و پشت انداخته و آخرت را به دنياي به بهاي سهل فروختند و بد خريد و فروشي کردند ، و تا اينجا ترجمه عبارت غزالي ملعون است.
(انساب النواصب ص ۱۴۴)