رسوايي عمر و ابوبکر لعنت الله عليهم در بيعت روز غدير توسط يک حيوان

رسوايي عمر و ابوبکر لعنت الله عليهم در بيعت روز غدير توسط يک حيوان

بعد از اينکه دو سر کرده منافقين ابابکر و عمر لعين با حضرت اميرالمومنين عليه السلام بيعت کردند و از مجلس بيرون رفتند سوسماري در راه به ايشان برخورد يکي از ايشان گفت : و الله ولايت هذا الضب احب الينا من ولايت علي ابن ابي طالب قسم به خدا که ولايت اين سوسمار ما را دوستر است از ولايت علي عليه السلام.آن سوسمار به مجلس حضرت نبوي صلي الله و عليه و اله آمده آنچه از ايشان شنيده بود عرض نمود:آن حضرت صلي الله و عليه و اله آن سوسمار (با معرفت) را در گوشه اي جا داده تا ابابکر و عمر لعنت الله عليهم (بي معرفت) هر دو حاضر شدند ، حضرت به ايشان گفت : شما چرا با علي عليه السلام از سر جحد و انکار و نفاق بيعت کرديد ؟ در زبان اقرار و در دل انکار مي کنيد؟ايشان گفتند : معاذ الله که بيعت ما با علي عليه السلام از سر جحد و انکار باشد .پس به فرموده رسول صلي الله و عليه و اله آن سوسمار به زبان فصيح و بليغ آنچه از آن دو منافق شنيده بود بيان نمود ، ايشان (معجزه را ناديده گرفته) گفتند: او يکي است اگر شاهد ديگري به تصديق قول او گواهي دهد قبول قول او مي کنيم.به فرمان خداي تعالي زبان سوسمار شق شده هر يک به لغتي ديگر گواهي دادند ، آن دو منافق بي دين و شرمنده و منفعل از خدمت سيدالمرسلين صلي الله و عليه و اله بيرون رفتند ، و چون حضرت رسول صلي الله و عليه و اله از دار دنيا به سراي بقا نقل و ارتحال فرمود عهد و پيمان روز غدير را فراموش کردند و قول خدا و وصيت مصطفي صلي الله و عليه واله را نشنيده انگاشتند و کردند از ظلم و جور و جنايت آنچه کردند.
(انساب النواصب ص ۱۵۱ و ۱۵۲)

● 3,364 نمایش

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>