بایگانی دسته: پرسش و پاسخ

امام کیست؟

به راستی قلب این عالم کیست؟

پیکر پرجنب وجوش جهان، مدیون کدام حقیقت است؟

کیست که به منزلة کانون عالم هستی و حساس ترین و مقدس ترین نقطة گیتی است؟

اخبار و روایات تصریح دارند که این عالم نیز نظیر هر مجموعة دیگر، محور و مرکزی دارد که به یمن او پابرجا و ثابت مانده است و او کسی نیست جز وجود مبارک امام علیه السلام.

امیرالمؤمنین علی علیه السلام ‌ می­فرمایند:

(الامام) قُطْبُ الْوُجُودِ وَ سَمَاءُ الْجُود؛[۴]

(امام) قلب عالم و آسمان بخشندگی است.

امام یعنی افلاکی خاک نشین؛

نَحْنُ الْاَسْرارُ الْاِلهيّةُ المُوَدِّعَةُ فِي الْهَياكِلِ الْبَشَريَّة؛[۵]

ما اسراری الهی هستیم که در کالبدهای بشری به امانت سپرده شده ایم.

امام یعنی یگانة روزگار؛

الْإِمَامُ وَاحِدُ دَهْرِهِ… لَا يُوجَدُ لَهُ مَثِيلٌ وَ لَا يَقُومُ لَهُ بَدِيلٌ؛[۶]

امام یگانة روزگار است … همتایی ندارد و جایگزینی برای او نیست.

امام یعنی فراتر از اندیشه وخیال؛

ظَاهِرُهُ أَمْرٌ لَا يُمْلَكُ وَ بَاطِنُهُ غَيْبٌ لَا يُدْرَكُ؛[۷]

ظاهرش امری دست نیافتنی و باطنش سِرّی است که قابل درک نمی‌باشد.

امام یعنی وادی حیرت عقل؛

حَارَتِ الْأَلْبَابُ وَ الْعُقُولُ وَ تَاهَتِ الْأَفْهَامُ‏ فِيمَا أَقُولُ؛[۸]

عقل‌ها حیران و اندیشه‌ها سرگشته می‌شوند از آنچه که در شأن او گفته می‌شود.

امام یعنی فراتر از حد توصیف؛

جَلَّ مَقَامُ آلِ مُحَمَّدٍعَنْ وَصْفِ الْوَاصِفِينَ؛[۹]

مقام آل محمدa برتر است از توصیف وصف کنندگان.

امام یعنی آیینة تمام نمای خدا؛

لَا فَرْقَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَها اِلَّا أنَّهُم عِبادُكَ؛‏[۱۰]

(خداوندا،) تفاوتی میان تو و آن‌ها نیست مگر آن که ایشان بندگان تو هستند.

و خلاصه اینکه:

لَا تُسَمُّونَا أَرْبَاباً وَ قُولُوا فِي فَضْلِنَا مَا شِئْتُم؛‏[۱۱]

ما را خدا نخوانید، آنگاه هرچه می‌خواهید در فضیلت ما بگویید.

امروز قلب عالم هستی و امام عالم، حضرت بقیه الله الاعظم، حجّت بن الحسن المهدیf می‌باشد که در زیارتنامة آن بزرگوار می‌خوانیم:

اَلسَّلَامُ ‏عَلَيْكَ ‏يَا قُطْب ‏الْعَالِم‏؛[۱۲]

سلام برتو ای قلب عالم!

اگر زمین زیر پای ما همچون گاهواره است،

اگر آسمان بر زمین فرود نمی‌آید و هستی از هم نمی‌پاشد،

اگر درختان میوه می‌دهند و چشمه‌ها جاری می‌گردند،

اگر روز و شب از پی هم می‌آیند و فصل‌ها پدیدار می‌شوند،

اگر عالم حیاتی دارد و همة موجودات روزی می‌خورند،

اگر خلقتی بر پایه عشق و عبودیت بنا گردیده،

همه و همه به خاطر وجود مبارک امام زمانf است که در روایات آمده:

بِبَقَائِهِ ‏بَقِيَتِ‏ الدُّنْيَا وَ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاء؛[۱۳]

به خاطر حیات او دنیا برپاست و به یمن وجودش تمامی جهانیان(مؤمن و کافر) روزی می‌خورند و زمین و آسمان آرام و قرار گرفته است.

حقیقت زیبایی است اینکه پروردگار عالم، دوست و دشمن را بر سر سفرة کرامتِ حجت خویش نشانده و از نعمت‌های این جهان بهره مند نموده است.

امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

بِنَا أَثْمَرَتِ‏ الْأَشْجَارُ وَ أَيْنَعَتِ الثِّمَارُ وَ جَرَتِ الْأَنْهَارُ وَ بِنَا أَنْزَلَ‏ غَيْثَ السَّمَاءِ وَ نَبَتَ عُشْبُ الْأَرْضِ؛[۱۴]

تنها به یمن وجود ماست که درختان میوه می‌دهند و میوه‌ها به ثمر می‌رسند و رودها روان می‌گردند و از آسمان باران می‌بارد و از زمین گیاه می‌روید.

این نعمات و برِکات، آن قدر فراوان و فراگیر است که عموماً غفلت نموده و کمتر آنها را به چشم لطفی از سوی امامA می‌نگریم. اگر اندکی تعقل و تأمل نماییم به گونه ای دیگر نعمت وجود امامA را درک خواهیم کرد.

[۴]. بحارالانوار ج۲۵ ص۱۷۰٫
[۵]. مشارق‌الانوار ص۶۹٫
[۶]. بحارالانوار ج۲۵ ص۱۷۱٫
[۷]. همان.
[۸]. همان.
[۹]. همان.
[۱۰]. ترجمه اقبال الاعمال ج۲ ص ۷۷۲٫
[۱۱]. بحارالانوار ج۲۶ص۶٫
[۱۲]. صحیفه مهدیه ص۵۸۲٫
[۱۳]. مفاتیح الجنان دعای عدیله.
[۱۴]. توحید صدوق ص۱۵۲٫

آیا ما، همانی هستیم که همه می‌گویند؟!

آیا عنوان شیعه برازندة ما هست؟

آیا ما، همانی هستیم که همه می‌گویند؟!

نقل می‌کنند:
روزی شیخ جعفر شوشتری را دیدند که در کنار جویی نشسته و بلند بلند گریه می‌کند. شاگردان شیخ، با دیدن این اوضاع نگران شدند و پرسیدند:
استاد، چه شده كه اين ‌گونه اشك می‌ريزيد؟ آيا کسی به شما چیزی گفته؟
شیخ جعفر درمیان گریه‌ها گفت:آری… یکی از لات‌های این اطراف حرفی به من زده که پریشانم کرد.
همه با نگرانی پرسیدند: مگرچه گفت؟
شیخ در جواب می‌گويد:
او به من گفت: شیخ جعفر، من همانی هستم که همه می‌گویند، آیا تو هم همانی هستی که می‌گویند؟! و اين سوال حالم را عجيب دگرگون كرد.
بياييد ما نيز این سؤال را از خودمان بپرسیم: آیا ما، همانی هستیم که همه می‌گویند؟!
همه می‌گویند هستيِ شیعه امام اوست و تمام زندگی شیعه در امامش خلاصه می‌شود، می‌گویند: شیعه جز خشنودي مولایش هوای دیگری در سر ندارد. می‌گویند تنها آرزوي شیعه ظهور مولايش می‌باشد و لحظه لحظة عمرش را با یاد آن حضرت سپري می‌نمايد.
حقيقتاً آیا چنین حالاتی را در خود سراغ داریم؟
آیا عنوان شیعه برازندة ما هست؟
و در يك كلام آیا ما همانی هستیم که همه می‌گویند؟
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرمایند:
لَا يُؤْمِنُ عَبْدٌ حَتَّى أَكُونَ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنْ نَفْسِهِ وَ تَكُونَ عِتْرَتِي إِلَيْهِ أَعَزَّ مِنْ عِتْرَتِهِ وَ يَكُونَ أَهْلِي أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنْ أَهْلِهِ وَ تَكُونَ ذَاتِي أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنْ ذَاتِه؛‏
هیچ بنده ای مومن نمی‌گردد مگر این که من را بیشتر از خودش دوست بدارد و فرزندان‏ مرا‏ عزيزتر از فرزندان خودش و اهل و خويشانم را از اهل‏ و خويشان خود گرامى‏تر بدارد و ذات مرا از ذات خودش بیشتر دوست بدارد.
شايد تا به حال پدر و مادری که فرزندشان را گم کرده اند دیده باشید، اگر در غمِ گم کردن فرزند و در فراق او قالب تهی نکرده و زنده بمانند دیوانه وار به هرکوی و برزن سر خواهند زد، به هر بیمارستان و درمانگاهی اطلاع خواهند داد، در مسیری که او را گم كرده¬اند درب تمام منازل را خواهند کوبید، به هر عابری با حالت اضطرار متوسل شده و ناله‌های فراق سر خواهند داد، به این امید که شاید او را بیابند.
اما اگر خدای نکرده پیدایش نکنند و این غم جانکاه را تاب آورده و تحمل نمایند دیگر خواب و خوراک نخواهند داشت، دیگر هچ چیز به زندگیشان معنا نخواهد بخشید، متحیر و بهت‌زده عمرشان را سپری خواهند کرد و شمع وجودشان لحظه به لحظه در آتش فراق فرزند دلبندشان آب خواهد شد.
اندکی به خود بیاییم؛
امروز مولای ما حضرت اباصالح المهدیأ، امام حيّ عالم و گرامی‌ترین فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است. آیا به اندازة درصدی از محبتی که به عزیزان خويش می ورزیم، حضرتش را دوست داریم؟
آیا جای آن حضرت در میان ما خالی نیست؟
آيا او را تنها نگذاشته‌ايم؟
و اصلاً آيا دغدغه‌اي به نام امام و حجت زمان داريم؟
سوالاتی از این دست به ما می‌فهماند که غفلتی عجیب بر سراسر زندگی ما سایه انداخته است.

آیا شهادت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف واقعیت دارد؟

يک مسئله مهم پيرامون عصر ظهور: شهادت امام مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف، باوری اشتباه!

هنگامي كه در ميان محافل مردم، از شهادت حضرت ولي عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف سخن به ميان مي‌آيد به يكباره روح نا اميدي بر جان‌هايشان حاكم مي‌شود و اشتياقشان براي حضور در دولت كريمة اهلبيت علیهم السلام كمرنگ مي‌گردد. با خود می‌گویند: آيا پس از استقرار حكومت جهاني اهلبيت علیهم السلام، باز زمين به خون امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف رنگين خواهد شد؟ آيا پس از گذراندن آن همه روزهاي طاقت‌فرسا براي برپايي عدالتِ عالم‌گير، باز شاهد چنين جنايت دردآوري خواهيم بود؟

ما در اين گفتار مي‌كوشيم تا با بهره‌گيري از روايات ثابت كنيم كه ادعای به شهادت رسیدن حضرت وليعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ادعایی باطل و غیر قابل پذیرش است.

عمدة كساني كه قائل به شهادت حضرت مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند دو دليل براي مدعاي خود ارائه كرده‌اند:

دليل اول:

عبارتي كه شيخ علي حائري يزدي در كتاب «الزام الناصب» از قول برخي از علما نقل كرده است؛ ايشان در اين باره مي‌نويسد:

هنگامي كه بعد از هفتاد سال، حكومت حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف به پايان رسيد مرگ به سراغ او مي‌آيد زني از قبيله بني تميم به نام سعيده كه همانند مردان مو بر چهره دارد از بالاي بام هاوني سنگي به سوي آن حضرت كه در حال گذشتن از مسير است پرتاب مي‌كند و او را به شهادت می‌رساند. پس از آن امام حسين علیه السلام خاكسپاري او را بر عهده مي‌گيرد.[۱]

آنچه كه مرحوم شيخ علي حائري نقل كرده ادعايي بی اساس است؛ نه نام عالم خاصي در آن ذكر شده و نه سند معتبری دارد از اين رو اين مطلب بسيار مورد انتقاد صاحب‌نظران قرار گرفته است.

عالم شهيد سيد محمد صدر در كتاب «تاريخ پس از ظهور» در نقد ادعاي صاحب كتاب الزام الناصب مي‌نويسد:

«اين متن اساساً قابليت اثبات موضوع شهادت حضرت مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف را ندارد زيرا اين روايت از معصومين علیهم السلام وارد نشده بلكه از یکي از علما كه ما نمي‌دانيم كيست نقل شده است؛ حتي اگر اين سخن به مضامين بعضي روايات هم اشاره داشته باشد باز در اين صورت روايتي مُرسَل و بدون اعتبار است كه نه سند آن معلوم است و نه امامي كه از او روايت شده.»[۲]

سيد محمد كاظم قزويني هم در اين باره مي‌نويسد:

«كاش اين عالم بزرگوار(شيخ علي حائري يزدي) رواياتي را كه اين مطلب از آن‌ها برداشت شده را نقل مي‌كرد تا كيفيت رحلت حضرت مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف بر ما روشن مي‌گشت و كاش نويسندة اين كتاب نام اين عالم را كه به طور مختصر از او نقل قول كرده ذكر مي‌نمود … به هر حال اين مطلب به نظر ما سربسته و نارسا و بدون دليل است از اين رو پذيرفتن شهادت حضرت بدين صورت مشكل است هم چنین شهادت ايشان بوسيلة سم نيز در روايت تصريح نشده است، بنابراين چگونگي رحلت آن گرامي را تنها خدا مي‌داند و بس[۳]

بنابراين عبارت ياد شده در كتاب الزام الناصب قابليت اثبات‌ مطلبي را ندارد و به هيچ عنوان نمي‌توان به آن اعتماد كرد.

دليل دوم:

دلیل دومی که قائلین به شهادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ارائه کرده اند روايتي است از امام رضاA كه به طور عام بر شهادت تمامي اهلبيت علیهم السلام دلالت دارد که فرموده اند:

وَاللَّهِ مَا مِنَّا إِلَّا مَقْتُولٌ شَهِيدٌ؛[۴]

به خدا سوگند كه هيچ يك از ما نيست مگر آن كه كشته شود و به شهادت برسد.

در ابتدا باید گفت شخصيتهای عظيمي همچون شيخ مفید این روایات را نپذیرفته و به آن‌ها اعتماد نکرده اند.

در ثانی هر كس كه اندكي با روايات اهل بيت علیهم السلام آشنا باشد به روشني مي‌داند كه اگر بخواهيم نتيجه‌اي را از روايات استنباط كنيم زماني آن نتيجه مقبول خواهد بود كه تمامي روايات وارده در آن موضوع را مورد بحث و بررسي قرار داده باشيم وگرنه استدلال بر مبناي يك يا چند حديث گوياي حقيقت نخواهد بود.

بنابراین برای جمع میان تمامی احادیث وارده در این زمینه باید گفت:

نمي‌توان با استناد به ظاهر روايت «ما منا الا مقتول شهید» حكم كرد كه فرجام زندگي تمامي ائمه اطهار علیهم السلام از جمله حضرت مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف الزاماً شهادت است بلكه بايد گفت اين گونه روايات در صدد بيان فرجام زندگي اغلب اهلبيت علیهم السلام بوده نه تمامي ایشان و وجود مطهر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از این داستان مستثنی می‌باشند.

بنابراين بايد پذيرفت نتيجه‌اي كه از مجموع دلائل نقلي استنباط مي‌شود ادعای قائلین به شهادت حضرت وليعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را رد می‌کند و ادعای شهادت آن حضرت کذب محض می‌باشد.

دراین جا به سه دلیل دیگر برای رد ادعای قائلین به شهادت حضرت ارائه می‌نماییم:

۱٫در روایات متعددی نقل شده که یکی از مهم ترین دلایل غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف حفظ جان مبارک امام علیه السلام می‌باشد.

امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

لِلْقَائِمِ غَيْبَةٌقَبْلَ قِيَامِهِ…يَخَافُ عَلَى نَفْسِهِ الذَّبْح.‏[۶]

قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف قبل از قیامش غیبتی خواهد داشت زیرا بیم آن می‌رود ( که دشمنان ) او را بکشند.

دشمنان که از طریق اخبار و روایات فهمیده بودند که بساط اهل باطل با دستان قدرتمند حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برچیده خواهد شد برای ریختن خون آن حضرت به طمع افتادند؛ اما خداوند متعال حجت خود را از دیدگان همه غایب کرده و بدین وسیله تا به امروز جان مبارک آن حضرت را حفظ نموده است.

حال آیا منطقی است که بگوییم خداوند متعال بیش از ۱۱۷۰ سال حجت خود را برای در امان ماندن از گزند بدخواهان غائب نموده است و بعد از آن حضرتش را ظاهر نماید و اجازه دهد به دست اهل باطل به شهادت برسد؟ در این صورت حکمت این همه سال غیبت چه خواهد بود؟!

آیا خداوندی که حدود ۱۲ قرن حجتش را در دوران حکومت جور از هربلایی مصون داشته است اجازه خواهد داد که در دوران حکومت حقّة اهل بیت علیهم السلام خونش به زمین ریخته شود؟

  1. رسالت مولای ما این است که زمین را از هرگونه شرک و نفاق تطهیر کند و بهشت صغری را در زمین محقق سازد و همان طور که پیش از این اشاره شد برای دستیابی به این آرمان بزرگ، باید از ظواهر عبور کرد و حتی مخفی ترین حق‌ستیزی‌ها را نیز باید از میان برداشت. این است که در روایات، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را مأمور به باطن معرفی نموده اند و تصریح شده که منافقان، در آن روز امان نخواهند یافت.

امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

فَإِذَا خَرَجَ الْقَائِمُ لَمْ يَبْقَ كَافِرٌ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ وَ لَا مُشْرِكٌ بِالْإِمَامِ إِلَّا كَرِهَ خُرُوجَهُ حَتَّى لَوْ كَانَ كَافِرٌ أَوْ مُشْرِكٌ فِي بَطْنِ صَخْرَةٍ لَقَالَتْ يَا مُؤْمِنُ فِي بَطْنِي كَافِرٌ فَاكْسِرْنِي‏ وَ اقْتُلْه‏..‏.؛[۷]

هنگامی که قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام نماید هیچ کافری به خداوند بزرگ و هیچ مشرکی به امام نمی‌ماند مگرآن که از قیام آن حضرت اکراه داشته باشد تا آنجا که اگر کافری در دل سنگی پنهان شده باشد آن سنگ به زبان آمده می‌گوید: ای مؤمن، در دل من کافری پنهان شده مرا بشکن و او را بکش.

با این اوصاف آیا دشمنان و بدخواهان حتی مجالی برای زنده ماندن خواهند یافت چه رسد به این که…؟[۸]

  1. هنگامي كه دربارة شهادت حضرت حجت علیه السلام سخن مي‌گوئيم نبايد فراموش كنيم كه با آمدن آن بزرگوار هدف خداوند از خلقت محقق شده و آن هدف چيزي نيست جز تشكيل دنيايي مالامال از نور و حقیقت، دنيايي كه در وصف آن آمده:

۱- خداوند به وسيلة مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف دل‌هاي تمامي بندگان را از عبادت پر مي‌كند و عدالتش را بر آنان می‌گستراند.

۲- خداوند به وسيلة مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف دروغ‌گويي و درنده‌خويي را نيست و نابود مي‌كند.

۳- تمام مردم (در آن روزگار) به اطاعت و خشوع و ديانت مي‌كوشند.

۴- شرارت از ميان می‌رود و خير و خوبي باقي مي‌ماند.

۵- (كوچكترين) اثري از ظلم و بدعت ديده نخواهد شد.

۶- كينه از دل‌هاي تمامي بندگان بيرون مي‌رود.

۷- همة زمينيان و آسمانيان و پرندگان از حكومت او راضي هستند.

۸- در روزگار حكومت او دنيا و اهلش پاك مي‌شوند.

۹- زمين از معرفت خداوند پر مي‌شود همان گونه كه دريا پر از آب است.

۱۰- (مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف) دژهاي گمراهي را فتح مي‌كند و دل هاي سياه قفل خورده را تسخير مي‌نمايد.

۱۱- كافري نخواهد ماند مگر اين كه ايمان آورد و فاسدي نخواهد ماند مگر اينكه اصلاح شود.

۱۲- زمين از عدل و داد آكنده خواهد شد همان طور كه پيش از آن از ظلم و جور پر شده است.

۱۳- نسلي به دنيا مي‌آيند كه جز عدالت را نمي‌شناسند و به غير عدالت عمل نمي‌كنند.

۱۴- مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف تمامي خلق را بر توحيد پروردگار گرد هم مي‌آورد.[۹]

در آن روزگار جبهة باطل به كلي نيست و نابود گردیده و نفاق و دوروئي از ريشه خشكانده می‌شود، پرچم حكومت جهاني اهل بيت علیهم السلام با دستان توانمند حجت خدا برافراشته شده و در ساية اين حكومت نوراني، جان و دل تك تك انسان‌ها صيقل خورده و با نور ايمان و مودت اهل بيت علیهم السلام روشني می یابد.

حال چگونه بپذيريم كه در اين ميان شخصي پيدا مي‌شود و خون محبوب‌ترين خلق خدا را بر زمین می‌ریزد و چنين فاجعه‌اي را رقم مي‌زند؟

در دنيايي كه گرگ و ميش در كنار هم آرام مي‌گيرند و حيوانات درنده رام و بي‌آزار مي‌شوند، چطور ممكن است انساني را بيابيم كه به انسانيت خود پشت كند و ساية پدر مهربان خويش را كوتاه كند؟

آیا ممکن است بساط شادی اهل زمین و آسمان و اهل ملک و ملکوت با شرارت یک نفر برهم خورد؟

آیا ممکن است زمینی که از عدالت و معرفت خداوند آکنده شده به خون حجت خدا رنگین شود؟

آيا ممكن است در روزگاري كه همگان آن را به نام عدالت مي‌شناسند چنين ظلم فاحشي رخ دهد؟

عقل آدمي نمي‌پذيرد كه پس از آن همه مجاهدت‌هاي شبانه روزي در راه تربيت بشر و پس از هزينه كردن آن همه وقت و انرژي و سرمايه براي اصلاح جامعه، باز بشر به خانة اول باز گردد و با دستان خود نمايندة خداوند متعال را به شهادت برساند و چراغ هدايتي كه خداوند به او موهبت نموده خاموش كند.

با اين اوصاف، علاوه بر دلائل نقلي، عقل هم حكم مي‌كند كه مولای عالم حضرت حجت ابن الحسن علیه السلام به هیچ عنوان به شهادت نخواهند رسید.

در پایان، همگی عذرخواهانه دست به دامان پر مهرش می زنیم و از همة جفاهایی که در حق این پدر مهربان روا داشته ایم با حالت توبه و انابه همانند برادران یوسف به محضر ملکوتی اش عرضه می داریم:

﴿… يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَاإِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ؛[۱۰]

… ای عزیز، ما و اهل ما (از فتنه های آخرالزمان) دچار ضرر و زیان(بسیار زیادی) شده ایم. اینک با سرمایه ای بسیار اندک آمده ایم. پس(بر ما منت بگذار و به گناهان ما نگاه نکن) و پیمانة (وجودمان) را پر (از محبت و ولایت خویش) کن و بر ما تصدّق نما (چرا که ما فقیر تو هستیم و سخت محتاج صدقه تان)، به تحقیق خداوند صدقه‌دهندگان را جزایی نیکو عنایت می فرماید.

[۱]. الزام الناصب ج۲ ص۱۶۷٫

[۲]. تاریخ ما بعد الظهور ص۸۸۱٫

[۳]. امام مهدیf از ولادت تا ظهور ص۷۸۵٫

[۴]. عيون أخبارالرضاA ج‏۲ ص۲۵۷٫

[۵]. همان ج‏۱ ص۲۱۵٫

[۶]. كمال الدين ج‏۲ ص۴۸۲٫

[۷]. بحارالانوار ج۵۲ ص۳۲۴٫

[۸]. لازم به ذكر است تنها كسي مي تواند حجت خدا را به شهادت برساند كه اشقي الاشقيا بوده و در منتها درجة شقاوت قرار گرفته باشد بنابراين اگر قرار باشد حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف به شهادت برسند بايد چنين شخصي در دنياي پس از ظهور، حضور داشته باشد و اين مطلب با بسياري از روايات كه بر صالح شدن همة انسان ها در عصر ظهور دلالت دارند ناسازگار است.

[۹]چهارده موردی که ذکر شد برگرفته از روایات کتاب روزگار رهایی جلد اول می‌باشد.

[۱۰] سورة یوسف، آیة ۸۸٫